ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
251
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
نزد ابو الحسن بن منقذ صاحب شيزر گريختند . ابن الصائغ پس از اين پيروزى از حلب بيامد و قاضى را براند و خود زمام امور افاميه به دست گرفت . يكى از فرزندان ابن ملاعب نزد طغتكين بود طغتكين نگهبانى يكى از دژها را به او سپرده بود . او مردم را سخت آزار مىرسانيد طغتكين او را فراخواند ولى او بگريخت و به فرنگان پيوست و آنان را از جنبههاى ضعف شهر آگاه نمود و گفت كه انبارها از غلات خالى است . اين بود كه فرنگان به افاميه حمله آوردند و شهر را پس از يك ماه محاصره تسخير كردند و قاضى و ابن الصائغ را كشتند . اين واقعه در سال 499 اتفاق افتاد . ما پيش از اين گفتيم كه ابن الصائغ را ابن بديع در ايام امارت تتش بر حلب پس از هلاكت رضوان كشت . پس خداى داند كه كداميك از اين دو روايت درست است . در سال 504 صاحب انطاكيه كه از فرنگان بود حصن الاثارب [ 1 ] را در نزديكى حلب تصرف كرد و كشتار كرد و شهر را تاراج نمود . تصرف حصن الاثارب پس از محاصرهاى طولانى انجام گرفت و با حصن زردنا [ 2 ] نيز چنين كردند . ساكنان اين دو مكان به منبج و بالس كوچ كردند و هر دو ويران و از سكنه خالى شدند . فرنگان شهر صيدا را نيز به امان تصرف كردند و از بلاد اسلامى باژ و ساو طلب داشتند . آنان نيز هر يك مالى گرد آورده پرداخت نمودند . رضوان فرمانرواى حلب و اعمال آن سى هزار دينار و صاحب صور هفت هزار دينار و ابن منقذ فرمانرواى شيزر چهار هزار دينار و صاحب حماة دو هزار دينار . اين واقعه در سال 505 اتفاق افتاد . استيلاى طغتكين بر بصرى گفتيم كه در سال 497 وضع بكتاش [ 3 ] پسر تتش چگونه بود و گفتيم كه پس از برادرش دقاق به نام او خطبه خواندند . آنگاه او از دمشق بيرون آمد و از فرنگان يارى طلبيد . در اين واقعه ايتكين [ 4 ] الحلبى [ 5 ] صاحب بصرى همراه او بود . طغتكين در اواخر قرن پنجم به بصرى آمد و شهر را محاصره كرد تا به فرمان در آمدند و براى تسليم شدن مدتى مقرر داشتند . طغتكين به دمشق بازگرديد تا آن مدت به پايان آمد آنگاه بيامد و شهر را بگرفت و با مردم نيكى كرد . و اللّه تعالى ولى التوفيق لا رب غيره .
--> [ ( 1 ) ] متن : حصن الاماره . [ ( 2 ) ] متن : ذريته . [ ( 3 ) ] متن : تلتاش . [ ( 4 ) ] متن : اسكين . [ ( 5 ) ] متن : الحملى .